روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

477

شرح شطحيات ( فارسى )

آخر كتاب ، به اشارت صوفيان در كلماتى كه مصطلح ايشانست ، شرح بگوئيم . ( 882 ) حسين گفت كه « در مفازه رفت » يعنى سالك چون عبر كرد ازين مقامات ، در بيداء توحيد بنعت تجريد ، طلب خطاب و مشاهدت را ، آمد . تمثّل كرد به حال موسى چون بر مقامات كون گذر كرد ، و گفت « راضى شد بخبر دون نظر » . راست گفت . ليكن آنك مبتدى بود ، چون بمقام انبساط رسيد ، جز از نظر نه . « 7 » گفت « أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » « 8 » . وصف حال بدايت كرد ، خود را در آن ميان تمثّل كرد در گفتن « أنا الحقّ » يعنى من شجرهء قدرت‌ام ، زبانم موضع منادات حقّ است . از شجره « إِنِّي أَنَا اللَّهُ » « 10 » گفت . ازين شجره « أنا الحقّ » . سرّ اين كلمه سيّد سرور گفت « نطق اللّه على لسان عمر » بعد از گفتن « فَتَبارَكَ اللَّهُ . » * گفته‌اند كه هنوز آيت تمام نخوانده بود ، كه عمر گفت « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » « 13 » ( 883 ) با آن همه « 14 » حسين قدم حقّ را مفرد كرد از خليقت بشر ؛ تهمت حلول نبرد « 15 » ، چون گفت « الحقيقة حقيقة و الخليقة خليقة . » آنگه وصف فناء خليقت « 16 » كرد . گفت « بگذار خود را ، تا تو او باشى . » « 17 » اشارت عين جمع است . آنگه از اتّحاد گفت ، چنانچ عادت اوست . گفت « من واصف‌ام ، و وصف وصف واصف است در حقيقت . واصف

--> ( 7 ) نه : يعنى راضى نشد ( 8 ) أَرِنِي . . : سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 10 ) إِنِّي أَنَا اللَّهُ : سورهء 20 ( طه ) آيهء 14 ( 13 ) فَتَبارَكَ . . : سورهء 23 ( المؤمنون ) آيهء 14 ( 14 ) با آن همه : باز آن همه SM مع ذلك كله A ( 15 ) نبرد : ببرد SM و ازال شبهة تهمة الحلول A ( 16 ) فناء خليقت : وصف فناء الخليقة فى الحقيقة A ( 17 ) تا تو او باشى : لتكون أنت هو و هو أنت من حيث الحقيقة A